بایدرفت

 

ثبت شده درتاریخ جمعه24 تیرماه 1401 بشماره سریال درسایت شعرنو - آپارات

تیرماه 1401 توسط استادهادی ازونکورکانادا دکلمه شد

بایدرفت ورفت تاگم شوی درون خود

وتندیست راهم باخودبرد!

فراری شد درتاریکی شب

حتی دفن کردسایه ات

تانماندنام ونشانی ازتو

غیرازباورهای پوچ ذهنت

که بردوش میکشی

اکنون خسته ام ازنرفتنم!

باکوله باری پرازعشق توخالی

ودوستت دارمهای رویایی

که جاخوش کرده درآغوشم

مثل بختک

وفریادمیزند، ماندنم را!

==**==**==**

چیستم ، تندیسی بی روح

کیستم، گم شده ای درغبار عشق

که محوشدم لابه لای دوستت دارمها

اکنون به اسارت رفته دل

درقفس عاشقی

هیچکس باورم نداشت !

گفتند دیوانه ام!

به زنجیرکشیدندوجاهتم

وتازیانه زدندبراحساسم

چه تلخ است خندیدن

وقتی اشک سنگر گرفته

پشت سدچشمانت

تا بشکندوجاری شودسیلاب درد

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

 

نفس رفته

 

ثبت شده درترایخ پنجشنبه 9تیر1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

شکستم درونم طبابت بکن حال زارم

دگرطاقت این همه غصه وغم ندارم

چنان غرق طوفان وموج نگاه تو گشتم

که معتادچشمان مست تو هستم خمارم

دمادم خودم با خودم قصه هاازتوگویم

چو دیوانه باشم  نباشد دگر اختیارم

نشستم براهت که شاید دوباره بیایی

چنان خسته ماندم ندانی چرابیقرارم

هوایی شده دل که بربام عشقت نشیند

ندانم کجا بردی باخودتوصبروقرارم

نفس رفته تنهایی ام راگریبان کشیدم

ببین خم شده قامت خسته ازروزگارم

==**==**==

آوارگشته دلم

بگذاراسیرخودباشم

که جان به لب شده ام

دیگرکسی دنبال نمیکندمرا

چون گم شدم درتو

وچال کردی مرا درخلوت خیالت

برای پرکردن تنهایی ات

کاش معنا میدادی چون عشق

میخواهم آزادگردم ازبنداسارت

زیرسندان دلشوره های عاشقی

که له کرده تمامم را درمن

بشکن حصارتارها شوم ازتو

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

نمیدانم چه میجویی

 

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 6تیر1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

بیا یک دم نظر بنما دل مجنون تو رسوا کن

که آب ازسرگذشته دردبی درمان مداوا کن

چنان افتاده ام درلابه لای خستگی هایم

مگودیوانه ی عشقی کجاباشی،وحاشاکن

نگاهم خیره پشت در به امیدی که بگشایی

مشین درکنج تاریکی غم ودردم تماشا کن

مگر ایمان نداری این همه ظلم وجفاکاری

اسیرت گشته ام اما تو کم امروزوفردا کن

نمیدانم چه میجویی دراین حال خراب من

مشوجلاد افکارم کمی با من مدارا کن

ببین تندیس بی روحم توانم ناتوان گشته

توبا آغوش گرم خوددل سردم تسلا کن

==**==**==

گم شدم درخیالت

بیاچکه چکه بباربرتنم

وآویز کن بربندِ رخت

تاخشک گردد غمهای درونم

چقدربمیرم درتو؟

ودوباره سقط کنم درآغوشت

تاکوک کنی سازدلت؟

کلون زدی بردریچه ی عشق

رسوب کرده بغضم درگلو

میخواهم فروریزم ازناودان عشقت!

وجاری شوم درتو

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com.