بایدرفت
ثبت شده درتاریخ جمعه24 تیرماه 1401 بشماره سریال درسایت شعرنو - آپارات
تیرماه 1401 توسط استادهادی ازونکورکانادا دکلمه شد
بایدرفت ورفت تاگم شوی درون خود
وتندیست راهم باخودبرد!
فراری شد درتاریکی شب
حتی دفن کردسایه ات
تانماندنام ونشانی ازتو
غیرازباورهای پوچ ذهنت
که بردوش میکشی
اکنون خسته ام ازنرفتنم!
باکوله باری پرازعشق توخالی
ودوستت دارمهای رویایی
که جاخوش کرده درآغوشم
مثل بختک
وفریادمیزند، ماندنم را!
==**==**==**
چیستم ، تندیسی بی روح
کیستم، گم شده ای درغبار عشق
که محوشدم لابه لای دوستت دارمها
اکنون به اسارت رفته دل
درقفس عاشقی
هیچکس باورم نداشت !
گفتند دیوانه ام!
به زنجیرکشیدندوجاهتم
وتازیانه زدندبراحساسم
چه تلخ است خندیدن
وقتی اشک سنگر گرفته
پشت سدچشمانت
تا بشکندوجاری شودسیلاب درد
s@rv
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد