نهالی بی ثمرگشتم
ثبت شده درتاریخ 14 اسفند1402 بشماره سریال درسایت شعرنو
اینستاگرام
پرم ازعشق بی سامان، گره خورده گریبانم
دلم یک شانه میخواهد، برای اشک چشمانم
یکی پیداکنید جایم دهد آغوش گرم خود
طبیب دل شود ، شایدبگوید راه درمانم
نه زاهدپیشه میباشم، عبادت رفته ازیادم
چرابازی دهد من را، ربوده دین وایمانم
دگر فرسوده گشته بنددل ازبی سرانجامی
که میداند گهی گریان وگه مجنون وخندانم
منو تنهایی واین گردغربت روی پیشانی
خداداند، زعشق وعاشقی دیگرگریزانم
نهالی بی ثمرگشتم، میان باغ وبستانها
چنان خاروخسِ خشکیده ی کوه وبیابانم
++**==**++
برقص وبسوزان من تشنه را
که این بارسنگین هول وبلا
بدوشم شده حجم کابوس ووهم!
تنیدم به خودآنچنان عنکبوت
نباشددگر تاب این غصه ها
وگوشم فزون گشته ازقصه ها
بجز حسرت وغم چه دیدم زعشق ؟
چنان گیج ومنگ گشته افکارمن
که بازی دهدحال وروز مرانغمه ها!
دراین راه پرپیچ وخم
کنون گم شدم درخیالات پوچ
وازشورِ رسوایی دیوانه ام !
رهایم کنید، واکنید ازتنم
طناب اسارت که چسبیده برجان من
که داندچنین مست وحیران شدم
وپیروشکستم رهِ عاشقی؟
s@rv
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد