زیارت نتوان کرد
ثبت شده درتاریخ پنجشنبه26آبان1401بشماره سریال درسایت شعرنو
اینستاگرام
چون کهنه شوددرد ، حجامت نتوان کرد
آن دل که فنا رفت، عیادت نتوان کرد
وقتی که دل ودین|، ره میخانه سپردی
درمسجدودردیر ، عبادت نتوان کرد
دیوانه چه داند، چنین آفت ومستی
عاقل که نباشد، حسادت نتوان کرد
زخمی که نشسته، براین ذهن وخیالت
چرکین چوشود، هیچ طبابت نتوان کرد
کم نیش بزن بردل خونین وشکسته
ازکبکبه افتاده ، عداوت نتوان کرد
عمریست چنان دررهِ بیراهه دویدیم
این مکتب موهوم، زیارت نتوان کرد
==++==++==
هزارشانه گرفتم
که شانه زنم ژولیدگی هایم
دریغ همچنان پریشان است!
شانه شکست
اما
غم بجامانده هنوز!
کنون من ماندم وبغضی خموش
که جاخوش کرده دربالینم
وذهنی که سرگریبان است
s@rv
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد