زیارت نتوان کرد

ثبت شده درتاریخ پنجشنبه26آبان1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

چون کهنه شوددرد ، حجامت نتوان کرد

آن دل که فنا رفت، عیادت نتوان کرد

وقتی که دل ودین|، ره میخانه سپردی

درمسجدودردیر ، عبادت نتوان کرد

دیوانه چه داند، چنین آفت ومستی

عاقل که نباشد، حسادت نتوان کرد

زخمی که نشسته، براین ذهن وخیالت

چرکین چوشود، هیچ طبابت نتوان کرد

کم نیش بزن بردل خونین وشکسته

ازکبکبه افتاده ، عداوت نتوان کرد

عمریست چنان دررهِ بیراهه دویدیم

این مکتب موهوم، زیارت نتوان کرد

==++==++==

هزارشانه گرفتم

که شانه زنم ژولیدگی هایم

دریغ همچنان پریشان است!

شانه شکست

اما

غم بجامانده هنوز!

کنون من ماندم وبغضی خموش

که جاخوش کرده دربالینم

وذهنی که سرگریبان است

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

چون موج خروشانیم

ثبت شده درتاریخ 20ابان1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

غم خانه نشین گشته ، بااین همه نالیدن

چون چشمه ی جوشانی، آماده ی باریدن

بیگانه زخودگشتیم، افسرده ودیوانه

بیخودشده احوالیم، بااین همه چرخیدن

دنیاکه برنگ خون، بی مهرووفاگشته

ماراکه گناهی نیست ،غیرازره جنگیدن

چون قاب کجی اکنون ، چسبیده به دیواریم

پژمرده شده برلب،آرامش وخندیدن

ماناله ی شب خیزیم، منگ وپکروحیران

شایدکه بهاران شد ، درموسم روییدن

چون موج خروشانیم، درساحل طوفانی

دل را به قضادادیم ، آماده ی رقصیدن

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

شدیم دریای بی ساحل

ثبت شده درتاریخ23آبان1401 به شماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

میان شعله های خشم ، شدم هیزم که میسوزم

سرم بردامنت بگذار، که غمهایم فروریزم

کمی مرحم یزن زخمم ، که فرسودم درون خود

نگاهم خسته وبی جان، که بربیراهه میدوزم

به سندانی گره خوردیم، که میکوبدسروجانت

بجای شهدوشورعشق، غمی افزوده برجامت

فراری گشته آزادی، دل ودین را به بغما برد

شدیم حبران وسرگردان، شکسته عهدوپیمانت

غم ودردفراوانی، که باهم گشته افزایش

سکوتی تلخ وطوفانی، ربوده عطرآسایش

شدیم دریای بی ساحل، دراین دنیای بی سامان

که غیراز موج بی حاصل،نداردرنگ آرامش

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

کوعشق وعاشقی

ثبت شده 21 مهر1402 باشماره سریال درسایت شعرنو

اینستا گرام - استوری

غم دروجودمان نشسته ماتم گرفته است

فقروفجور ورنج جای حاتم گرفته است

ما گم شدیم میان باورهای پوچ خود

فریادهاکنون دامن عالم گرفته است

هرسونظرکنی همه بلوا واضطراب

جنگی میان تارمو وپوشاندن حجاب

کوعشق وعاشقی ، همه جادردودردوغم

آغوشها تهی، مانده فقط جنگ والتهاب

ما آنچنان خزان ، همه رنجوروخسته ایم

دل راامیدبه قامت فردانشسته ایم

شاید دری گشایدودیگر رهاشویم

اکنون چوبید مجنون واما شکسته ایم

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

دلم خونابه گردیده

ثبت شده مهرماه 1401 به شماره سریال درسایت شعرنو

دکلمه خانم تاکی – اینستا- فیس بوک – یوتیوپ - تیوتر

کنارخستگی هایم ، چنان تکیه به دیوارم

که بادردو بلا اکنون شب وروزم گرفتارم

دراین حال وهوا دیگر شکسته زخمه ی سازم

دوباره خفته درسینه ، نوای سوزوآوازم

شدم فریادبیحاصل، که درعمق گلو خفته

بسان شنبه تا جمعه، دمادم روبه تکرارم

که میبینم میان شهر، همه حیران وافسرده

ازاین غمهای بی پایان، دگربیزاربیزارم

چنان سردرگریبانم ، درون خودگره خوردم

بسان کوچه وبازار ، سیه پوش وعزادارم

یزن مطرب به تنبورت، کمی ازخودرها گردم

دلم خونابه گردیده، توبیش ازاین میازارم

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

ازغصه نجاتم بدهید

ثبت شده درتاریخ14مهر1401بشماره سریال درسایت شعرنو

استوری شده - اینستاگرام

خسته ام خستگی ام را به کجا بارکنم

تادراین مخمصه ها خنده دگربارکنم

بگذارم چمدانی که فراموش شود

یا چوعکس کجی آویزه ی دیوارکنم

من که آلوده ی هرمیکده ومی کردند

نتوان دردفزون گشته ام اظهارکنم

به کدامین حرم وصومعه زانوبزنم

کوکجاست عابد وزاهدکه اقرارکنم

گنهم چیست بجززلف پریشان شده ام

که دگر سرزنش واینهمه پیکارکنم

بتراشیدسر ، ازغصه نجاتم بدهید

کم خودم ملعبه وتهمت وبیمارکنم

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

سرت برشانه ام بگذار

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 9 ابان 1401 یشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام – فیس بوک

تومیدانی نشستن کنج یک دیواریعنی چه

سرت خم گشته برزانوتنت تبداریعنی چه

نگاهت آینه،غم خانه کرده حال واحوالت

خزان گشتی نداری رنگی بررخساریعنی چه

تمام راه راطی میکند چشمان بی تابت

نمیدانی دما دم دیدن وتکراریعنی چه

پریشان کم بکن زلفت اسیرومحومیگردی

کجادانی تومعنای طناب داریعنی چه

چودیوارترک خورده بسان باد میلرزی

نمی پرسدکسی وقتی شدی آواریعنی چه

بزن روبندی برصورت نبینددشمن خونخوار

چه میفهمد محبت آدمِ جباریعنی چه

سرت برشانه ام بگذار ندانی دردهادارد

به زیرچکمه ونعلین استکباریعنی چه

فراری گرشوی زینجا اسیر گرگ میگردی

دراین دنیا که میدانددل بیزاریعنی چه

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

ازغصه نجاتم بدهید

ثبت شده درتاریخ 14مهر1401 با شماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

خسته ام خستگی ام رابه کجابار کنم
تا در این مخمصه هاخنده دگر بارکنم
بگذارم چمدانی که فراموش شود
یا چو عکس کجی آویزه ی دیوارکنم
من که آلوده ی هرمیکده و می کردند
نتوان دردِ فزون گشته ام اظهار کنم
به کدامین حرم و صومعه زانو بزنم
کوکجاست عابد و زاهد که اقرار کنم
گنهم چیست بجززلف پریشان شده ام
که دگر سر زنش و اینهمه پیکارکنم
بتراشید سر ، از غصه نجاتم بدهید
کم خودم ملعبه و تهمت و بیمار کنم
s@rv
shereno.com/profile.php?id=551
sheresarv.blogfa.com