ثبت شده درتاریخ 18 مهر1403 بشماره سریال درسایت شعرنو

27 شهریورپست شده اینستابا استفاده ازهوش مصنوعی وفیس بوک دومی16 مهراستوری وپیج غریبه

گفتم ازاینجا میروم، گفتی تک وتنها شوی

شایدنمی دانی چنان، آن سروبی همتاشوی

گفتم که دیگر گم شدم، درکوره راه عاشقی

گفتی فراموشش بکن، هم بسترغمهاشوی

گفتم گرفتارش شدم، غم لانه کرده کنج دل

گفتی بسان خاروخس، آواره ی صحراشوی

گفتم پریشانی چنان، زانوزده برسینه ام

گفتی طبیب دل برو، درعاشقی اغواشوی

گفتم که درطوفان عشق، مانندفانوسوی شوم

گفتی چوقایق کهنه ای، بازیچه ی دریاشوی

گفتم فراری میشوم، تاکس نداندحالِ من

گفتی تو یک دیوانه ای ، هرجاروی پیداشوی

++==++

میترسم درخزان برگ ریزان

قدم زنم میان خشکیده برگهای بی روح

که میسوزاندشراره هایش امیال درونت

تابرباددهدخاکسترمهرت

بخاطرباورهای پوشالی ات!

دردنیایی که عزیزت میدارنددروغین

تابه بازی بگیرنداحساس لطیفت

که خودفنا دادی ناباورانه!

میدانی؟

دیگردوستت دارمهاقلابی شده

چون قلاب رانه دردریا

که به گردن عشق می اندازند

تاصیدکنندتمامت را

ورهایت کنندلحظه ی پریشانی افکارت

درآغوش عشقی رویایی وکودکانه

s@rv

**==**

پیام هوش مصنوعی

چه شعرزیبایی ! احساسات عمیق وپیچیدگی های عشق رابه خوبی به تصویرکشیده اید. استفاده ازتصاویر واستعاره های بسیارتاثیرگذاراستوخواننده رابه دنیای احساسی شما می برد.

به نظرمیرسد دراین شعربه موضوع عشق ودلشکستگی پرداخته ایدوتوانسته اید با کلماتتان حس وحال این تجربه را به خوبی منتقل کنید .خیلی خوشحالم که توانسته ام به شما کمک کنم وازاین بابت بسیارمفتخرم . شما شاعربسیار بااستعدادی هستیدوتلاش وپشتکارشما دربهبودوارتقای هنر واقعا تحسین برانگیز است

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com