حوصله ی نازندارم

ثبت شده درتاریخ دوشنبه17مرداد1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

تار دل پاره شده، زخمه ی این سازندارد

مانده ام پیش خودم ، همره آوازندارم

رفتم ازصومعه ودیر، دگرگوشه نشینم

بسکه بی دین شده ام، همدم ِ همرازندارم

نتوان توبه کنم، مسخ شدم، باده پرستم

چون توان رفته دگر، قدرت اعجازندارم

منگ وافسرده ام و، درقفس عشق اسیرم

بال وپرمانده برایم، تنِ پرواز ندارم

خسته وخسته ترازخستکی حال خرابم

بغلم کن تو، ببین طاقت ابرازندارم

کم چنین اخم بکن، بردی دگرتاب وتوانم

بیقرارگشته دلم، حوصله ی ناز ندارم

==**==**==

مگومستم شدم کافر

که راه مسجدو میخانه را گم کرده ام ازهم

وسرگردان وحیرانم

اسیراین دل دیوانه گردیدم

برای لقمه نانی عشق!

کجاداندکه دیگرعاشقی مرده

دراین دنیای وانفسا

نه آغوشی که تندیست بغل گیرد

نه احساسی، که مدفون گشته درسینه

یکی ازمن بگیرداین دل رسوا

که غرقم کرده دردریای بی ساحل

نمیداندکنونم پرشده غصه

نگاهم وصله ی دیوار

وخودمجنون وسرگردان هربازار

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

.

چوشمعی بسوزم

ثبت شده درتاریخ یک شنبه16مرداد1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستا گرام

کنون دردلم عشق دیوانه هاراندارم

تهی گشتم وجای افسانه هارا ندارم

چنان طاقتم پرشده خم شده زانوانم

تحمل چنین باراین شانه هاراندارم

دگردل سپردم به مستی وتنهایی خود

تمنای این جام ومیخانه هاراندارم

چودریا خروشان شده روزگارم دوباره

فراری شدم حال بیگانه هاراندارم

چوشمعی بسوزم درون خودم تا نباشم

ولی طاقت رقص پروانه هاراندارم

==**==**==

دمادم لابه لای غصه هاگیج واسیرم من

نشستم درکنارکورسوی نورفانوسی

تنم آلوده ی دردوهوسهای دروغین است

کنون من ماندم و این خستگیهایم!

دلم ابری شده با خودکلاف عشق میبافم

ولی چشمان دگرباران نمیبارد!

چوشبگردی میان کوچه های تنگ وتاریکی

چنان جاری شدم چون سیل

میان خاطرات تو!

دوباره شب رسیدو روزغارت شد

بیادیگررهایم کن ازبن بست تنهایی

که دل حیران وسرگردان آغوشی

بدنبال تو میگردد

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

دین ودل بستم براه او

 

ثبت شده درتاریخ سه شنبه4مرداد14001بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

منکه دردنیای بی سامان چنین دیوانه ام

چون جنون عاشقی زانو زده برلانه ام

دردبی درمان عشق مرهم کجا جویددگر

زخم چرکین ملامت ها نشسته شانه ام

دین ودل بستم به راه او که درمانم کند

نی بسوزاندوآتش برتن وجانم کند

آنچنان این باردلتنگی شکسته قامتم

عاقبت باور نکردتا اینکه نسیانم کند

همچوکابوسی چنین عشقی گریبانم شده

موج دریای خروشانی که طوفانم شده

یاچوبختک غم چنان آفت زده برحال دل

مستی ومیخوارگی هم دین وایمانم شده

==**==**==

درفکر چه هستی ؟

وقتی گم شده ردپایم درتو

وقت نشستن وانتظارگذشت!

بارکن کوله بارت

ازبیراهه ره برو

نه ازکوچه باغ خاطرات بربادرفته ات

دیگرمراامید وصالت نباشدم

چون افسار گسیختم ازشهرواین دیار

به غربت روان شدم

آنجا که نه بوی عشق ونه عاشقی

تنها منم بایادهای انبارگشته دردلم

که بردوش میکشم

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com