جوابم میکند

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه 29 شهریور1402 بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

گم شدم درعمق چشمانت عذابم میکند

گرچه خودمستم ، ولی میل شرابم میکند

کم چنین پیمانه پیمانه برایم می بریز

رنگ ورخسارم ببین ساقی، خرابم میکند

مثل گل اکنون نشستی پشت پرچین دلم

عطرگیسویت چنان درالتهابم میکند

اینچنین بازی مده با نازواطوارت مرا

چون فقیری تشنه ام دراضطرابم میکند

آه ازاین آغوش گرم اوکه مجنونش شدم

آنقدرمست وخمارش گشته خوابم میکند

من که میدانم تهی گردیده اوازعاشقی

عاقبت بی عشق وشیدایی جوابم میکند

==**==**==

درساحل خیالِ بیمارم، آوارگشته عشق

وگم شدم درلابه لای آن

وخاطراتی که سنگینی میکندبردوشم

میخواهم فراری گردم ازخود

اماچگونه توان رهاشدن ازتو

وقتی به غنیمت گرفتی قلبم؟

کاش گذرثانیه ها تندترمیگذشت

وشب به ارمغان میاورد

تا به عیادت خواب روم

شایدکهنه رویاهای بربادرفته ی عشق

که چنگ انداخته برذهنم

وشراره هایش میسوزاندتنم

تهی کند آغوش فکرم

ازیادباتوبودنها

که پیرکرده مرا

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

مانندمن اغوانکرد

ثبت شده درتاریخ پنجشنبه23شهریور1402بشماره سریالدرسایت شعرنو

اینستا -دومی دکلمه زمانیان .شعرغریبه واستوری

یکنفرمن را دراین ویرانه ها پیدانکرد

این دل دیوانه راباعشق خوشیدانکرد

زاروتنهاکنج غم زانوبه سینه مانده ام

لحظه ای برحال من دلسوزی ونجوانکرد

وای ازاین ویرانگی های دل وامانده ام

عاشقی مجنون ترازمن رادگرپیدانکرد

گفتمش بامکروحیله دل به یغما برد ه ای

بانگاه وخنده ای ، حتی کمی حاشانکرد

درزدم شایدبه دردآیددلِ سنگش ولی

پشت درآزرده بودم رحمی درسرمانکرد

ذهن مغشوشش ندانستم فریبم میدهد

مستِ عاشق پیشه ای مانند من اغوانکرد

==**==**==

فزون گشته خاطرات بربادرفته !

آغوش شبهای ظلمانی

که خواب رادزدیدندازچشمان

وشلاق میزدندبرتندیس بی جانمان

آنها که ازسالاله ی بیرحمان بودند

تابه بازی بگیرند، عاشقانه هایمان

امروزغرق شدم دردریای آشفته ی خیال

وبه تماشانشسته ام تازیانه های بردگی

که نقش بسته برروح وروانمان

کاش پاره میشد زنجیراسارت

هرچندزنده نگه داشتیم هنوز

عطزدلبریهای عشق

زیرچکمه ها استعمار

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

بی توبه آخررسیده ام

ثبت شده درتاریخ8شهریور1402بشماره سریال درسایت شهرنو

اینستاگرام

هنوزخالی مانده تنهایی ام ازتو

وخلسه کرده رویای آمدنت

کنج ایوان دلم!

سنگینی میکندغم ومرهمی نیست

برای التیام زخمهای درونم

که چرکین گشته!

کاش نوری ازعشق میتابیدبرنگاهت

تاببینی حسرت دیداردرعمق دریای چشمانم

چگونه موج میزند

بیاروشن کن لحظات تاریک ذهنم

وآغوش بگشای

شایدآرام گیردطوفان بی توبودنهایم

تاسیراب گردم ازسراب چشمانت

عاشقانه قدم بزنم برساحل امید

وزمزمه کنم دوستت دارمهایم

که بی توبه آخررسیده ام

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com