ثبت شده درتاریخ یکشنبه25 آدرباشماره سریال درسایت شعرنو

وبلاگ بلاگفا - اینستاگرام

آنچنان دلگیروافسردم توازحالم مپرس

ریشه ی خشکیده ام ازمیوه ی کالم مپرس

چون زدم فالی پشیمان گشته ام ازکارخود

بس بکن دیگرتوازاحوال واقبالم مپرس

مثل دیوانه کهی خندان وگه گریان شوم

گوشه ای کزمیکنم حتی زخودپنهان شوم

آنچنان میترسم ازشورونشاط عاشقی

چون ندانسته اسیروهمدمِ شیطان شوم

میروم ازچشم نااهلان خودم راگم کنم

کم دگر بازیچه ی دستان این مردم کنم

گرچه میدانم که راه عاشقی دیوانگیست

پس چراماتم نشستم دل اسیر خم کنم

++**++**++

شکستم کاسه ی صبرم ، تهی گردددردوغم

اما، دیوانه بودم من

سبوبشکستوخالی شد

ولی غمها بجا مانده !

دوباره همنشینم گشته

تاتنهانباشم غوطه ورگردم درشادی

ودل درالتهاب شورورسوایی

کنون خالی شده این عشق وشیدایی

بدنبال طبیب درد بی درمان دل باشم

شاید مرهمی گردد

شفاجویدکمی این زخم چرکینی

که سرواکرده درسینه

وهرروزش شده تکراروتکراری

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

چه دیوانه گشتم

ثبت شده درتاربخ چهارشنبه7اذر1403 به شماره سریال درسایت شعرنو

اینستا گرام –فیس بوک

توگفتی، گرفتارعشقم به دورت بگردم

نباشی توپیشم بمیرم ،چوپاییز زردم

کنون رفته ای تاکه باغصه هایم نشینم

کمی اشک چشمان تلخم ببین، پرزدردم

نفس رفته زانوخمیده ف نباشد نظیرم

که تاب وتوانم گرفتی، ره دامت اسیرم

عجب خاطراتی پر ازدردوغم جا گذاشتی

دگرزین همه شورِ عاشق شدن سیرسیرم

منودردتنهایی واین همه رنج ومحنت

شکستم درون خودم، بس شنیدم ملامت

امیدم به روزی سرت رابه سینه فشارم

چه دیوانه گشتم ، چرامیکنم من حماقت

**==**==**

منوتنهایی واین زخم چرکین

میان خاطرات رفته برباد

پرم با ذهن مغشوش

چولیوانی که سرریزاست

وجاخوش کرده درقعرخیال من

کمی تسکین بده این دردجانسوزم

که بی توغرق گردیدم دردریای طوفانی

نگاهم خسته ، لبها تشنه

پاهایی که دیگرنای رفتن نیست

ومن گم کرده راهی سرگریبانم

که عمق کوچه های تنگ ودلتنگی

چوپرگاری شکسته گیج میچرخم به دورخود

بیاتنهایی ام راپربکن باردگر

با آتس آغوش گرمابخش

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com