کاش بودی

 

ثبت شده درتاریخ پنجشنبه29اردیبهشت1401یشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام- وبلاگ بلاگفا

رفتی ازپیشم دلم آواره ی میخانه شد

مست ازاین نامهربانی ها اسیرخانه شد

تیشه زدغم پیکرپژمرده ومحزوب دل

همچوخشت خام دیواری دگرویرانه شد

چکه چکه میچکدغصه چوباران خزان

مثل مرغ تشنه ای بی آب ونان ودانه شد

شعروشورم راندیدی خالی ازشادی شده

عاشق هربیت آن هم سهم هربیگانه شد

درقفس جامانده ام بی یاروبی همتاشدم

این اسیر جان به کف افسرده ودیوانه شد

کم دگر بازی بده رسوای عالم گشته ام

قصه ی عشق دروغین توهم افسانه شد

تاکه دل بردی ورفتی اینچنین بیدل شدم

کارهرروزوشبم اکنون می وپیمانه شد

گاهی میخواهم فراری گردم ازدام قفس

 کی توانم مثل باری روی دوش وشانه شد

کاش بودی شانه هایت مرهم حالم شود

چون برای دیدنت کارم فقط دزدانه شد

==**==**==

میشنوی مرا، به اسارت رفتم

درهپروت دوستت دارم ها

وگم شدم درخیالات پوچ

ورویاهای پوشالی عشق

که سرریز کرده حوصله ام

مثل صبرم که پاره شده انتظارش

کاش آشفته نبودخیالم!

چه خوب است دیوانه ی عشق باشیم

ومجنونِ بی لیلی

بیاتکرارکنیم دوباره  دوستت دارم هایمان

وزل بزنیم آغوش تهی ازعشقمان

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

 

دیگرنرنجانیددلم

 

ثبت شده درتاریخ سه شنبه 20 اردیبهشت14001بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

پوسیده صبرم بی رمق ، پایان رسید آغاز من

غمهاگریبانم شده، شادی نباشدسازمن

خواهم فراری گردم از، پرچین ژرفای خیال

درجمع عشاقان دل، افشاشده چون رازمن

غافل شدم از حال خود، باوعده های بی ثمر

عشقم به بازی میگرفت، آلوده گشتم بیخبر

غم خانه کرده دردلم، تاول زده برروح وتن

مانند مرغی بی قفس، آواره گشتم دربه در

دیگرنرنجانید دلم ، رفتم دگر ازکوی او

تاگم شوم درخوددمی ، کمترببینم روی او

مطرب بزن برسازخود، مست وخراباتی شوم

شایدرهاگردم دگر ، ازسحروازجادوی او

==**==**==

به تماشا نشسته ای مرا

که چه بیقراردرقامت شب فرقم!

بیا قاب کن خسته گیهایم

به دیوارقلبت

پنهانم کن زیر چترعشق

که خیسم ازباران بی توبودنها

وگم کن مرا درخود

میدانی ، دلم پروازمیخواهد

به آغوشت !

گرچه بی پروبالم

بشکن قفس

تارها شوددل اززندان اسارت

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

 

مثل زالومی مکدخونت

 

ثبت شده درتاریخ شنبه10اردیبهشت1401 بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

سربه دامان که بگذاری که بیمارت کند

یاتهی ازعشق وشیدایی گرفتارت کند

آنچنان آواره ای درکوچه باغ خاطرات

عاشقی دردی گران باشدکه آوارات کند

مثل زالو می مکد خونت پریشان میشوی

میخراشدقلب تو آلوده افکارت کند

بیقرارت میکندتا حل شوی درذهن خود

مثل اسب سرکشی دربندوافسارت کند

غصه میگیرد تورا وقتی اسیرش میشوی

بیخبر ازخودشوی اوزاروادبارت کند

حالیا من ماندم واین قصه های تلخ خود

میروم گم میشوم افسردگی خوارت کند

==**==**==

امشب من وخیال تو باهم نشسته ایم

تورفته ای ومن

به آغوش میکشم تنهایی ام

جامانده ام هنوز درراه اضطراب

حتی صدای پرنده ای

ازکوچه پس کوچه های ماتم زده

به گوشم نمی رسد

تنها عطرتنت طراوت داده خاطرم

درامتدادکدام جاده گم کرده ام تورا

که چنین خسته ام زخود

ودربن بست بی حصار ، لبریزم ازالتهاب

شاید دل دیوانه شده!

که چنین درتلاطمم

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

 

رهایم کن

 

ثبت شده درتاریخ شنبه 3اردیبهشت1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام -بلاگفا

برای دیدن رویت همین امشب کمینم من

کمی واکن ردایت راکه رخسارت ببینم من

چراپنهان شدی پشت حجاب تنگ وتاریکی

که نتوانم زلبهایت گل بوسه بچینم من

عزادارکه میباشی کدامین عشق وشیدایی

سیاهی ازتنت برکن شده ویروس رسوایی

دلم رادرگروداری مده ارزان توبربادم

که میسوزم درون خودمیان شعله تنهایی

نرقصانم دراین آتش توباآن تاروتنبورت

پشیمان میشوی آخر چنین باکارمغرورت

رهایم کن ازاین زندان دگرعاشق نمیگردم

اگرچه مثل ماهی من فتادم دردل تورت

==**==**==

چه سخت است انتظارسوت قطار

که نزدیک میشودنرم نرمک

و ولوله ی منتظران بیقرار

درسکوهای پرهیاهو

به اوج رسانده شورونشاط

ومنی که ذهنم پرالتهاب

بغضم خفقان گرفته

نگاهم دوردستهاذخیره میکند

کابوس تنهایی را!

ومیترسم چکه کندناودان چشمم

اگربی تو باشدقطار

وگم شود ، ردپاهایت

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

 

اسیرلانه

.

 

ثبت شده درتاریخپنجشنبه1اردیبهشت1401 درسایت شعرنو

اینستاگرام

مزن براین درخانه ، دگرویرانه گردیده

فراری گشته آن شاعر، رها ازخانه گردیده

نه شوقی دردلش بوده، نه چشمی انتظاردر

تهی ازعشق وشیدایی ، چنین دیوانه گردیده

خیالش پوچ وتوخالی، نگاهش مانده درماتم

برایش عاشقی دیگر، چویک افسانه گردیده

همه دربزم شادیها، می وساقی ومطربها

ندانند دردتنهایی ، زخود بیگانه گردیده

بظاهر خنده دارد لب، ولی مجنون وسرگردان

چومرغ بی پروبالی ، اسیرلانه گردیده

ازاین نامهربانی ها، دلش لبریز دردو غم

گرفتارِ شرابی دبش ، دراین میخانه گردیده

==**==**==

کمی پاروبزن حال دگرگونم

که دیگرغرق گردیدم

میان موج احساسم

کجادانی چوشمع نیم سوزی

درغم پروانه میسوزم

وپت پت میکندحالم

کدامینن زاهدی زانوزنم

وقتی که رفته دین وایمانم

سرت بگذار روی سینه ام

تا مست گردم

ازبهارین تاب گیسویت

مراباوربکن زیر

کسی دیوانه را باورنمیدارد

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com