تاکی شودافسارعشق

ثبت شده درتاریخدوشنبه27فروردین1403بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

درزدم برخانه اش اما درش راوانکرد

رحمی براین عاشق دیوانه درسرمانکرد

هرچه گفتم یک نظر برمانظرکن بی وفا

با نگاه ازپنجره، حتی کمی نجوانکرد

گفتمش آخی پشیمان میشوی ، من میردم

باتمسخرخنده ای، اوگفته ام حاشانکرد

این دلِ محزون دگرتاکی شودافسارعشق

عاشقی دلخست تره ازحال من اغوانکر

گفتمش دانی تورمز عاشقی ، دیوانگیست

بانگاهش لحظه ای چشمک زدو معنا نکرد

گرچه میداندچه زخمی برتنِ زارم زده

لعنتی مرهم براین مجنون دلِ رسوانکرد

==**==**==

کاش میشدزندانی کرداحساست

کنج پستوی دل

مثل معتادکوچه پس کوچه ها

وترک کرددرداعتیادعشق

که چون زخم چرکینی

درون منقل قلبت ، جاخوش کرده!

وشراره هایش میسوزاندتنت

تاهمچون دودسیگار

بیرون کنی آهی غلیظ ازسینه ی دردمندت

اما چه سود ، کهنه گشته عاشقی

عمق سلولهای ذهنت

وتوهمچنان غرق

دردوستت دارم های خیالی

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

مگیرزانوی غم سینه

ثبت شده درتاریخ دوشنبه6فروردین1403بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

توگیج دودسیگاری، ومن محوتماشایت

غمت را برملاکردی، مکن دیگرتوحاشایت

گهی مغموم وپژمرده، گهی زاروپریشانی

برایم قصه میگویی، شدم مغموم نجوایت

چوآن ابرزمستانی، که میبارد تهی گردد

برون کن غصه وغمها، نباردچشم شهلایت

مگیرزانوی غم سینه، که زخمی میکنددل را

مگرغافل شدی ازخود، بشین درفکرفردایت

نباشدمرهم دردی ، و پژمردن براه عشق

چنان مجنون وحیرانی، حذرکن ازتمنایت

بیادل را به دریا زن ، که ازخودبیخبرگردیم

مکن بامن تو لجبازی، ببین پژمرده سیمایت

**==**==**

مبروم تنهاب تنها؛ شایدباخودم

تاگم شوم آغوش دریای خیال

میروم تاخستگی ِ عشق را

بیرون کنم ازخاطره فرسوده ام

گوشه ای با واژه های تلخ خود

خالی شوم ازشعروشور عاشقی

مرهمی باشدبرای زخمهای جسم وجان

یافراری گردم ازاین کهنه درد

جاگزارم خاطرات مرده درکنج دلم

میروم ازپیچ وخمها

تا نیابدهیچ کس کاشانه ام

شاید فراموشم شوددلبستگی

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com