دیارخالی ازعشق

ثبت شده درتاریخ دوشنبه 29 اسفند1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام اسفندپست شددومی استوری ودکلمه ناصر زمانیان

گاهی چنان گم میشوم درشعرودلسردم

باواژه های دبش خود تنهایی میگردم

دانم چرا غم خانه کرده برجبین من

خودرامیان کوره راهی خسته گم کردم

گاهی برای ماندنم درشک وتردیدم

نیرنگ بیمهری ازاین دنیای خودچیدم

بایدفراری گردم ازرنج وعذاب عشق

چون لحظه های بیخیالی رادراودیدم

گاهی نگاه خسته ام دراوج بیزاری

هرگزندیده چشم همرازی کندیاری

من میروم ازاین دیارخالی ازعشقم

بیغوله ره ماندنم برایم گشته بیماری

===++===

کیستم؟

گمشده ای درامواج ناآرام دریا

که بهرسو میکشاند مرا

تابشکنداستخوان ذهنم

ودفن کندافکارمتلاشی شده ام

درمرداب فراموشی

چیستم؟

جامانده ای کنارساحل بی انتها

که نجوا میکنم شعری ناتمام

باقافیه های بی روح

وقلمی که فریاد میزندخستگی

برای ازتو نوشتن

S@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

زهایم کن دگر

ثبت شده درتاریخ 28 بهمن1401بشماره سریال درسایت شعر نو

اینستاگرام

مگودلتنگی ازنامهربانی ها، پریشانم

که ازرنج فراق تو، میان غصه پنهانم

دمادم انتظارم راه وبیراهه که بازآیی

نگاه بیقرارمن که خسته کرده چشمانم

کجاجویم طبیب زخم چرکینم شفاگیرم

که تنهامرهمی هستی برای دردودرمانم

شادم مانندتاس نردبازی گیج وسرگردان

میان شش وبشهای توماندم سرگریبانم

توگفتی باردیگربادل تنگم رفاقت کن

ندانستم نمی مانی به پای عهدوپیمانم

رهایم کن دگرازوعده های پوچ وتوخالی

که من دیوانه وآواره دراین شهروحیرانم

**==**==**

مراارخودمرنجانید

که دیگر رفته ام ازخود

به گرداب گناهد آلوده گردیدم!

نگاه کن حال واحوال پریشانم

شدم تصویر بیروحی میان قاب

که چسبیدم به میخی سست وبی بنیاد

بنام عشق !

واکنون غرق دررویای خودهستم

به چشمم بارها گفتم

ببنددتا نبینداین همه نیرنگ وریوایی

ولی غافل شدم ازدل

ندانستم که اودیوانه گردیده!

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

نکردم توبه زین کارم

ثبت شده درتاریخ1اسفند1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

شب آمدخواب چشمانم دگرباره فراری شد

تن خسته ترازخسته، اسیربیقراری شد

شکسته سدویرانگر که باری کرده بردوشم

غمی مانند سیلابی درون سینه جاری شد

نمازم راقضا کردم که رخسارش عیان سازد

که کاروروزگار من فقط شب زنده داری شد

اگرچه دیده بودم اینچنین نامهربانی ها

ولی اندوه بی پایان بسان چشمه ساری شد

شکستم دل کناراین سکوت بی سرانجامم

چودردمهلکی دیگرشب وروزم به زاری شد

عجب عشقی به سرکردم شدم ماننددیوانه

نکردم توبه زین کارم برایم زخم کاری شد

**==**==**

گرچه گاهی نیستی

اما خاطراتت

همچنان خوش کرده جا

درقلب من!

تاکه آرامش دهد

برحال واحوال دلم

گاه درخودغوطه ورگردم

پرازفکروخیال وحسرت آغوش تو

ای عجب ، زیرا وقیح هست روزگار

ذبح کرده فکرمغشوشم بابی رحمی اش

کاش تیمارم توبودی تا که درمانم کنی

مرهمی برزخمهای این تن وجانم شوی

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com