دیگرندهدحالی

ثبت درسایت ادبی شعرنو – اینستاگرام - سروناز

ای دیده چه میجویی درچهره ی خاموشم

هق هق تو بکن کمتر چون پاره شده گوشم

درگونه ی من اکنون سیلابی رهاکردی

ترگشده به اشک تو این جامه وتن پوشم

این چاره نمی باشد اینگونه به غم هستی

دیوانه امیدی نیست درفکرچه بنشستی

برخیزو کمی خوش باش کمترتوبکن ناله

عشقی که دگر رفته اکنون به چه دل بستی

ازگونه بروبیرون این خانه بکن خالی

ماندن به کنارمن دیگرندهدحالی

هرگز تومگوروزی درصورت من بودی

مجنون شده ام دیگر ازبخت وبداقبالی

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

بگذارسِقط کنند

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه26بهمن1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

دیگرخالی شده کوک سازدلم

وحبس کردم درون سینه واگویه هایم

بایدرفت تارهاشوم ازتکراربودن!

آنجا که نه دریا، نه ساحل ، نه کوچه باغ

نه کورسوی امید، نه انتظارفانوسی

بی نامو نشانی ازخود

تافراموشم شودخاطرات تلخ

وباری گناه دربیگناهی ام!

که هرروز تلمبارمیکردندبردوشم

بایدبربادداددوستت دارمهای خیالی

که به یغما برده بودباورهایم

وبفراموشی سپارم رقص رویاها

وقتی گوشی نمیشنودفریادت

بایدمخدوش کنی بیت بیتِ غزلهایت

ازشورونشاط عشق!

بگذارسِقط کنندواژه گان شعرت

درآغوش تنهایی

اکنون که آبستن دردی!

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

بیخبرازخودشوی

ثبت شده درتاریخ شنبه15بهمن1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

ساحلی خشکیده ازدریامراکرده اسیر

گم شدم باقایقی ویرانه عمق این کویر

آنچنان پاروزدم برخاطرات دبش خود

غافل ازامواج طوفانی شبابم کرده پیر

دادازآن عشقی که امیالت به یغمامیبرد

دین وایمانت گرفته، سوی اقوا میبرد

جای سجده راه توپیمانه ومیخانه است

بیخبرازخودشوی،چون روبه رسوامیبرد

مثل ایام خزانی، زردوبی حاصل شوی

دلقک وبازیچه درهرمجلس ومحفل شوی

یا چواشکای شبانه میشوی ،خالی زعشق

گوشه ای کزمیکنی، ویرانه وزایل شوی

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

بادست خوددادم هدر

ثبت شده درتاریخ چهارشنبه5بهمن1401بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستاگرام

خنده هاجا مانده درعمق گلویش بی ثمر

من کجا وعاشقی ، دیوانه بودم بیخبر

مثل اسب بیسواری گم شدم درراه خود

گرچه عمررفته رابادست خوددادم هدر

بگذرید ازحال واحوالِ منِ افسرده دل

زین همه دردومصیبتها شدم دیگرپکر

روبه هرکس میکنی غیرازپشیمانی نبود

مطرب بیچاره هم ازمن دگرکرده حذر

تاروتنبورش ندارد شوروشیداییِ عشق

تا برقصاند مرا ، افتاده ام از پا دگر

بارسنگینی چنان غم میکندبردوش تو

گردراین دنیای وانفساکنی دیگرگذر

==++==++==

فراری هستم ازآشفته دریاها وامواجش

ودورازموج طوفانهاکه غرقت میکنددرخود

دلم یک کوچه باغ خیس وباران خورده میخواهد

وپرچینهای پرخس وخارش

نباشد دردودلتنگی

لم دهم با بیخیالیهای مطلق

بایک استکان چای وآهنگی ملایم

فراموشم شوددیگرخیال تو

تانشنوم باردگر

دوستت دارمهای پوشالی

که عمرمرابه یغما برد

واکنون چون کلاف کوروسردرگم پریشانم

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com