سرگریبان گشته ام

ثبت درسایت ادبی شعرنو .اینستاگرام وفیس بوک

یک نفرزخم دل چرکین من مرهم کند

کم مرادیوانه وحیران این عالم کند

زاروویرانم که دیگر گم شدم دراصل خود

عشق بی سامان ندانستم کمرراخم کند

آنچنان درخودگره خوردم نمیدانم چرا

هرکسی باخنده ای احوال من راغم کند

روزگارم اینچنین حال حال دلم افسرده کرد

عاشقی آمدکه که اکنون شادی ام ماتم کند

غل وزنجیری به پایم بسته این دردگران

همچومجنونِ فراری قفل آن محکم کند

سرگریبان گشته ام ازاین دل دیوانه ام

حال وروزم رافقط رسوایی ام مبهم کند

**==**==**

چه دلگیر است نشستن پای یک دیوار

گلویت بغض وغرقِ بیقراریها

نگاهت میخکوب درانتهای کوچه جامانده

کلام عابران باریست بردوشت

نمیدانندچگونه گم شدی امواج رویاها

ودرکابوس تنهایی ، گره خوردی درون خود

تورامسکین ، یا دیوانه میدانند

ومثل توپ ، بازی میدهند این جسم مفلوکت

نمی بینند،چکه چکه میچکدغمها ازکنج دوچشمانت

ذهنت التهاب عشق بی حاصل

سکوتت خفته درسینه

ودرغوغای عشقی بی سرانجام مات ومبهوتی

بگو من کیستم دراین دیارظلمِ ناهنجار

میان واژه های دبش ، مجنون وارمیخندم

وشعرم اینچنین آلوده ی یک دردبی درمان

رفیقم دودسیگاراست وجایم کنج میخانه

وپرچین دلم دلم بایک نهیب بادمیلرزد

چرادرگیرودارعشق وشیدایی

همه عاقل ولی من منگ وسرگردان !؟

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com

کی دگرعاقل شوم

سایت شعرنو.اینستا وفیس بوک هست

کی دگرعاقل شوم بااین دلِ دیوانه ی خودکنم

تابیاموزم چگونه درس ومشق عاشقی ازبرکنم

کی توانم دردوغمهایم بگویم تاشود مرهم به جان

وقت مستی سرگذارد دامنم تاغصه هایش درکنم

این دل افسرده ام خودعاشقی دیوانه وویرانه شد

چون نباشد ساقی دردفزونم، فکریک ساغرکنم

حال وروزش خسته وپژمرده شدنالدزسازبی کسی

پس چگونه درکنارِماتمش ، من عشق اوباورکنم

چون چراغی درهجوم بادهادرکوچه های بی فروغ

اوعصای دست وپاگیرم نشد، من فکریک یاورکنم

هرکسی افسون دریای خروشان وجنون خودشود

اشک چسمانش ربوده دین وایمانم ، که خودکافرکنم

**==**==**

گاهی گم میشوی درخود

ازباورهای پوچ که جاکردنددرذهنت

وبه بازی گرفته احساس غریبانه ات

تاغرق شوی دردریای تخیلات

که حتی کورسوی امیدی نباشدبه ساحل

گاهی نباید جنگید وتلاش کردبرای هیچ

باید بگذاری وبگذری

چون نمی دانی دوستت دارمها

خیالیست واهی ، وبازیچه ای بچه گانه

وندانسته منگ شدی

تا دفن شوداحساس روانشناسی درونت

که فکرمیکردی مرهمی ست برزخمهایت

کنون باور داری گاه دلبری ها

پیامهای متلاشی شده ی ناباروراست

وغافلی چگونه نادانیِ عقل وبی صداقتی

درمغزی به این کوچکی جاگرفته

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com