زهایم کن دگر
ثبت شده درتاریخ 28 بهمن1401بشماره سریال درسایت شعر نو
اینستاگرام
مگودلتنگی ازنامهربانی ها، پریشانم
که ازرنج فراق تو، میان غصه پنهانم
دمادم انتظارم راه وبیراهه که بازآیی
نگاه بیقرارمن که خسته کرده چشمانم
کجاجویم طبیب زخم چرکینم شفاگیرم
که تنهامرهمی هستی برای دردودرمانم
شادم مانندتاس نردبازی گیج وسرگردان
میان شش وبشهای توماندم سرگریبانم
توگفتی باردیگربادل تنگم رفاقت کن
ندانستم نمی مانی به پای عهدوپیمانم
رهایم کن دگرازوعده های پوچ وتوخالی
که من دیوانه وآواره دراین شهروحیرانم
**==**==**
مراارخودمرنجانید
که دیگر رفته ام ازخود
به گرداب گناهد آلوده گردیدم!
نگاه کن حال واحوال پریشانم
شدم تصویر بیروحی میان قاب
که چسبیدم به میخی سست وبی بنیاد
بنام عشق !
واکنون غرق دررویای خودهستم
به چشمم بارها گفتم
ببنددتا نبینداین همه نیرنگ وریوایی
ولی غافل شدم ازدل
ندانستم که اودیوانه گردیده!
s@rv
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد