بیکانه گزدیدم
شعرنو.اینستا .وبلاک.فیس بوک هست با صدای هوش مصنوعی
عمری گره خوردم به دردعاشقی ، دیوانه گردیدم
روزوشبم لم داده ام، درگوشه ی میخانه گردیدم
اماندانستم دراین بیراهه ره گم میشوم آخر
مانند دیواری ترک خورده شدم، ویرانه گردیدم
درظلمت اندیشه های خو تنیدم، بی خبربودم
پت پت کنان افتادم ازپا، شمع بی پروانه گردیدم
گاهی اسیرذهن معیوبم شوم،چون غصه میبافد
مثل کبوترتشنه ای کنج قفس ، بی دانه گردیدم
درسوگ خودزاری کنم، رفته وقاروشعروشورمن
درمان زخم دل نمیدانم،به خودبیگانه گردیدم
درخاطرات خسته ام پاروزدم، غافل شدم ازخود
اکنون میان قصه هاغرقم، چنین افسانه گردیدم
s@rv
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 18:58 توسط کریم لقمانی سروستانی
|
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد