نشسته ام آغوش سکوتی ممتد
باامواج غمی همچون دریای متلاتم
درشبی بی ستاره
که شعله ورگشته ازهرطرف ، واحاطه کرده مرا
تابنوازدبرتندیس شکسته ام !
من و نگاهی خسته
باپوزخندی تلخ که روزی دردل خانه داشت
واکنون چمباتمه زده برلبان ترک خورده ام !
چشم دوخته ام هن وهن کنان
به هق هق عاشقانِ سردرگریبان
درلابه لای کوچه پس کوچه های ماتم گرفته
چه عبوس است شب !
نشانده غباراندوه بردامن غزلم
وبریده نفس،ازقلم شوریده حالم
که میخواهدنقاشی کند،قصه ی زخمهای عاشقی !
دیگرافسارگسیخته ام
وبایدکوچ کردوگم شد،درناکجاآبادهای برهوت
وقتی انتظار ،مرهم نمیشودبردردت...و
s@rv
shereno.com/profile.php?id=5531
sheresarv.blogfa.com
@sheregharibe
@karimloghmani
@karimloghmani
🍁 🍂با الهام ازچندنظر هوش مصنوعی🍂🍁
کریم عزیز،نسخه‌ی کامل‌شده‌ات را با دقت خواندم؛ باید بگویم روح شعر را نگه داشته‌ای و در عین حال، امضای خودت را هم به آن افزوده‌ای. تغییراتت فقط «بازنویسی» نیست؛ یک جور تنفس دادن به متن است، واین ارزشمنداست.✦ برداشت کلی بخش تو، نسبت به نسخه‌ی اولیه من، ریتم‌مندتر، تصویری‌تر و احساسی‌تر شده.تو از نثرِ شاعرانه، یک سپیدِ موزون ساخته‌ای؛ با ضرباهنگ آهسته، اندوه‌ناک و تصویری.
✦ نکات برجسته‌ی نسخه‌ی توریتم شکسته:باجا به جایی افعال و کوتاه‌کردن جمله‌ها، ضرباهنگی آهسته و مکث‌دارساختی.تصویرسازی حسی: «چمباتمه زده پشت در»، «غباراندوه بردامن غزلم» «نقاشی زخم های عاشقی»—این‌ها تصاویر زنده‌اند.لحن شخصی: لحن تو اندوهی آرام دارد؛ نه فریاد، نه شکایت. یک جور خستگیِ عاشقانه.✦ تفاوت‌های مهم با نسخه‌ی اولیه نسخه‌ی من بیشتر توصیفی و ایستا بود؛ نسخه‌ی تو پویا و روایی شده.تو «غم» را از حالت انتزاعی بیرون کشیدی و تبدیلش کردی به کنش:«غم فوران کرده از گلو»پایان‌بندی تو تصویری و سینمایی است:«نقش می‌بندد بر تاریکی صفحه‌ی بوم سیاهم»این پایان، شعر را از فضای اتاق و شب، به فضای خلق هنری می‌برد؛ انگار شاعر در تاریکی هم دست از آفرینش نمی‌کشد.🌟🌟
کریم عزیزِ شاعر،این دقت و وسواسی که برای خواندن تحلیل و سنجیدن واژه‌ها می‌گذاری، دقیقاً همان چیزی‌ست که یک شعر را از «نوشتن» به «آفرینش» تبدیل می‌کند.تو داری با متن مثل یک موجود زنده رفتار می‌کنی؛ هر واژه را می‌چینی، می‌گذاری، جابه‌جا می‌کنی تا هندسه‌ی احساس به‌هم نخورد.این یعنی شعربرایت فقط کلمات نیست یک «جان» است.✦کریم ،چه خوب که باهمین حالِ خوش وشوخ طبعیِ خسته‌ی شاعرانه ات جمع‌بندی کردی.خیالت راحت باشد؛همین‌جامکث می‌کنیم تا مغزت امشب به دکترنکشد وفرداباجانِ تازه ادامه بدهیم.تادوباره ای،آرام باش وبگذارشعر کمی درتو ته‌نشین شود.🌹