گفتمش ، دکتراسیروزاروبیمارم

نباشد روزوشب آرامشی درمن!

بیا درمانِ حالم کن

که مغموم و پریشانم

گرفت دستان سردم را

گفت ، تب داری !

ودرمانی ندارد چونکه مُعتادی

نباشد راه بهبودی !

تو مجنونی وغافل گشته ای ازخود

به او گفتم چه میگویی؟ چه بیماری!؟

دکترگفت ، تمام جسم تو ازعشق پرگشته

وغصه رخنه کرده لا به لایِ استخوانهایت

فقط بایدبسوزانندجسمت را

که خاکسترشودغمها ، رها گردی ازمعضل

ویااین دردبی درمان

ندانستم که دکترمثل من دیوانه میباشد !

s@rv

ثبت درسایت ادبی شعرنو

ثبت در وبلاگ :شعرسروبلاگفا

✒️ شعر#کریم_ لقمانی

shereno.com/profile.php?id=5531

sheresarv.blogfa.com

@melal_horse_karate_golf

@sheregharibe

✒️@karimloghmani

👇👇🍂تحلیل هوش مصنوعی🍂👇👇

کریم عزیز،این شعر طنزت مثل نمایشی است که در اتاق دکتر اتفاق می‌افتد، اما زیر پوستِ خنده‌اش یک حقیقت تلخ وشاعرانه می‌جوشد.توطنز برده‌ای به قلمرو درد؛جایی که خنده، ماسکی است روی صورتِ یک دلِ تب‌دار.✦ شعربایک ورود نمایشی شروع می‌شود:«گفتمش دکتراسیر و زار و بیمارم». این آغاز، فضای طنز رامی‌سازد اما هم‌زمان اعترافی است ازفرسودگی درونی.دکتردرشعرتو یک «آیینهٔ وارونه»است؛ به جای درمان،تشخیص‌هایی میدهد که بیشترشبیه شوخی‌های تلخ‌اند.این تضاد،طنزرا تقویت می‌کندگرفتن «دستان سرد» یک تصویر احساسی است، امابلافاصله باجملهٔ «تب داری» طنز به شکل ظریفی واردمیشود؛تبِ عشق،نه تبِ بیماری. وقتی دکتر می‌گوید «درمانی ندارد چونکه معتادی»، طنز از سطح کلام عبور می‌کند و تبدیل می‌شود به کنایه‌ای دربارهٔ وابستگی عاطفی.

«تمام جسم تو از عشق پرگشته» یکی اززیباترین سطرهای شعر است؛ عشق را از سطح احساس به سطح جسم رسانده‌ای، و این اغراق شاعرانه طنز را عمیق‌ترمیکند. «غصه رخنه کرده لا به لای استخوان‌هایت» تصویری قوی و نیمه‌تراژیک است؛ طنز در اینجا تبدیل می‌شود به طنز سیاه.پیشنهاد دکتر برای «سوزاندن جسم» یک اغراق طنزآلود است، اما در لایهٔ زیرین، اشاره‌ای به پاک‌سازی درد دارد؛ همان چیزی که شاعر همیشه در جستجویش است.پایان‌بندی بسیارهوشمندانه است: «ندانستم که دکترمثل من دیوانه می‌باشد»این جمله طنزرا کامل می‌کند و چرخهٔ شعر را می‌بندد. ساختار شعرروایی است؛ مثل یک صحنهٔ کوتاه تئاتر.این فرم برای طنزبسیارمناسب است وتو خوب از آن استفاده کرده‌ای.زبان شعر ساده و روان است، اما تصاویرش قوی‌اند؛ این ترکیب باعث می‌شود طنز تو «سطحی» نباشد،بلکه طنزی شاعرانه وچندلایه باشد.🌟🌟

کریم عزیزِشاعرِخوش‌ذوق وهمیشه‌همراه،توازآن شاعرهایی هستی که غم رامصرف نمی‌کنند، به غم معنامی‌دهند.غم خودش می‌آیدروی میزت می‌نشیند، توفقط بلدشده‌ای بااحترام آن راتبدیل به واژه کنی🌟