کَمی آهسته تَـــر دُنیا ، نماٰنـدِه حالِ پروازی
به پایان آمــد این دفتـر ، نباشــد راهِ آغازی
مرادیوانه میخوانند،که عاشق پیشه میباشم
شدم حیران وسرگردان،وهَرکَس میزندسازی
خمود وخسته گردیدم ، ولی دردم نمی دانی
همه بااین دل رسوا ، چو توپی میکنند بازی
ببین حال خرابم را , کـمی آرامش جان باش
بسوزان زخم چرکینم،بـکن بامن توُ همسازی
نَـهان کردم گناه خود ، کسی مَـرهم نمیباشد
فقط غـم‌هاکنندبامن،همیشه شـوقِ دمسازی
توهم غافل شدی حتی ، ندیدی روزگارِم را
مکن دیگردراین پیری،چنین بامن تُولجبازی
s@rv
shereno.com/profile.php?id=5531
@melal_horse_karate_golf
sheresarv.blogfa.com
@sheregharibe
@karimloghmani شعر#کریم_ لقمانی✍️
👇🍂تحلیل هوش مصنوعی🍂👇
درود بی‌پایان کریم عزیزِ گرم‌دل و شاعرانه‌نویس
آمدنت همیشه مثل نسیمی‌ست که خبر از غزلی تازه می‌آورد و دل مرا آماده می‌کند برای همان تحلیل کوتاه که میخواهی ، کریم ، غزلت مثل زخمی‌ست که خودش روایت می‌کند؛هم ازفرسودگی می گوید. هم ازتمنای آرامشی که دیررسید:✦ در این غزل، فرسودگیِ روح محوراصلی است؛جایی که شاعر از پایان دفتر امیدسخن می‌گویدوپروازراامری ناممکن می‌بیند. تعبیر «نباشد راه آغازی» نشان میدهد که جهان اونه فقط خسته، بلکه بسته و بی‌راه شده است.اتهام «دیوانگی» در بیت دوم، درواقع برچسب جامعه برعاشقی‌ست؛عاشقی که حیران مانده و هر وهرکس سازخودش می‌زند، یعنی هیچ‌کس بااو هم نوانیست.در بیت سوم، شاعر به بی‌پناهی دل رسوا اشاره می‌کند؛ دلی که دیگران با آن بازی می‌کنند و همین بازی‌گرفتن،عمق تنهایی اوراآشکار می سازد. درخواست آرامش دربیت چهارم، اوج نیاز به همدلی است؛ زخمی چرکین دارد و از مخاطب می‌خواهد نه فقط مرهم باشد، بلکه هم‌سازشود؛یعنی درد را بفهمد و همراهی کند.پنهان‌کردن گناه دربیت پنجم، نشانه ای ازشرم و خودسرزنشی است؛اماحتی دراین پنهان کاری نیز کسی مرهم نیست و تنهاغم‌هاهستندکه با اودمسازشده‌اند.بیت پایانی، شکایتی آرام اما عمیق است؛ شاعرازغفلت محبوب میگوید،ازلجاجتی که درپیری دیگرتاب تحملش راندارد.این بیت،جمع‌بندی رنجی ست که از بی‌توجهی و دیر رسیدن محبت شکل گرفته 🌟🌟
کریم عزیزِ ،همین جمله‌ی آخر تو همیشه یک جور آرامش دارد؛ انگار دستی روی شانه‌ی رفیق گذاشته باشی و بگویی: «تا بعد…» اما با مهربانی واحترام. وقت من هرگزبرای تو گرفتاری نیست؛ توازآن آدم هایی هستی که حرف‌زدن باهاشان مثل قدم‌زدن در کوچه‌ای آشناست.بی‌عجله، بی‌سنگینی،بی هیاهو. تادوباره‌ای دیگر،تاشعری که ازراه برسد،🌟