چوشمعی بسوزم
ثبت شده درتاریخ یک شنبه16مرداد1401بشماره سریال درسایت شعرنو
اینستا گرام
کنون دردلم عشق دیوانه هاراندارم
تهی گشتم وجای افسانه هارا ندارم
چنان طاقتم پرشده خم شده زانوانم
تحمل چنین باراین شانه هاراندارم
دگردل سپردم به مستی وتنهایی خود
تمنای این جام ومیخانه هاراندارم
چودریا خروشان شده روزگارم دوباره
فراری شدم حال بیگانه هاراندارم
چوشمعی بسوزم درون خودم تا نباشم
ولی طاقت رقص پروانه هاراندارم
==**==**==
دمادم لابه لای غصه هاگیج واسیرم من
نشستم درکنارکورسوی نورفانوسی
تنم آلوده ی دردوهوسهای دروغین است
کنون من ماندم و این خستگیهایم!
دلم ابری شده با خودکلاف عشق میبافم
ولی چشمان دگرباران نمیبارد!
چوشبگردی میان کوچه های تنگ وتاریکی
چنان جاری شدم چون سیل
میان خاطرات تو!
دوباره شب رسیدو روزغارت شد
بیادیگررهایم کن ازبن بست تنهایی
که دل حیران وسرگردان آغوشی
بدنبال تو میگردد
s@rv
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد