شدیم دریای بی ساحل
ثبت شده درتاریخ23آبان1401 به شماره سریال درسایت شعرنو
اینستاگرام
میان شعله های خشم ، شدم هیزم که میسوزم
سرم بردامنت بگذار، که غمهایم فروریزم
کمی مرحم یزن زخمم ، که فرسودم درون خود
نگاهم خسته وبی جان، که بربیراهه میدوزم
به سندانی گره خوردیم، که میکوبدسروجانت
بجای شهدوشورعشق، غمی افزوده برجامت
فراری گشته آزادی، دل ودین را به بغما برد
شدیم حبران وسرگردان، شکسته عهدوپیمانت
غم ودردفراوانی، که باهم گشته افزایش
سکوتی تلخ وطوفانی، ربوده عطرآسایش
شدیم دریای بی ساحل، دراین دنیای بی سامان
که غیراز موج بی حاصل،نداردرنگ آرامش
s@rv
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۱ ساعت 10:48 توسط کریم لقمانی سروستانی
|
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد