گدای دوره گردم
دومی استوری ودکلمه شده دراینستا توسط ناصرزمانیان
ثبت درتاریخ یکشنبه6فروردین1402بشماره سریال سایت شعرنو-
بلاکفا - اینستا
من عاشقی آشفته وگم گشته دردشت وکویرم
ازخستگی درخودگره خوردم دگربشنونفیرم
فریادخاموشی دگرخوش کرده جا عمق گلویم
باذهن مغشوشی برای رفتن وماندن اسیرم
دیگرفرای گشتم ازشورونشاط عشق ومستی
چون زین همه نامردمی های زمانه سیرسیرم
بغضی بجای لحظه ای خنده نشسته برجبینم
غافل مشو ازحال زارمن کمی دربربگیرم
حال دل مجنون ودیوانه که میدانددراین دیر
مانندزخم کهنه ای غم وصله گشته برضمیرم
من تشنه ی عشقی بسان آن گدای دوره گردم
رحمی توبر سوداگربی خانمان کن چون فقیرم
==++==
کیستم؟
گمشده ای درامواج نا آرام دریا
که بهرسومیکشاندمرا
تابشکنداستخوان ذهنم
ودفن کندافکارمتلاشی شده ام
درمرداب فراموشی!
چیستم؟
جامانده ای کنار ساحل بی انتها
که نجوا میکنم شعرناتمامم
باقافیه های بی روح
وقلمی که فریادمیزندخستگی
ودلشوره های دلتنگ
برای ازتونوشتن
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
s@rv
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد