بازیچه گشته دست تو
ثبت شده درسایت ادبی شعرنوبتاریخ 1مرداد1402
اینستاگرام
واکن درمیخانه را ، مست شرابم کن دگر
آلوده ی پیمانه و، حال خرابم کن دگر
دیگرنمی بیند کسی، پژمردگیهای دلم
خشکیده شورعاشقی ، غرق سرابم کن دگر
افتاده ام دربندتو، حیران وسرگردان شدم
آتش بزن برجسم وجان ، یا مستجابم کن دگر
دل رابه یغما داده ام، درخودگره خوردم دگر
کمتربه آن زخمی بزن، غرق عذابم کن دگر
تاکی پریشان حالی و، این غصه مهمانم شود
بازیچه گشته دست تو، راحت جوابم کن دگر
مطرب بکوب برسازخود،دیوانگی راسرکنم
مجنون وسرمست می و، تاروربابم کن دگر
++==++==++
شرمنده شدتبر!
وقتی که دید قبل ازشکستنم
خشکیده ریشه ام
وشکستم درون خود!
s@rv
shereno.com/profile.php?=5531
sheresarv.blogfa.com
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 19:41 توسط کریم لقمانی سروستانی
|
نه استادم نه شاعر . گاهی برای خودم خط خطی هایی مینویسم . کلیه نوشته ها درسایت ادبی شعرنو وچندسایت ثبت شده و دراینستاگرام نیز میباشد