ثبت شده درتاریخ جمعه20 بهمن1402 بشماره سریال درسایت شعرنو

اینستا گرام

چرا ای زخم کهنه کرده ای دیگرتواغوایم

بخندبردردوغمهایم، که من رسوای ِ رسوایم

دهان وامیکنی چرکین شودحال وهوای دل

مکن باظلم پنهانت، دگراینگونه حاشایم

ندانستم غرامت میدهم زین عشق بیحاصل

بسان قایقی گم کشته، سرگردانِ دریایم

مرا ازقیدو بندِ شوروشیدایی رهایم کن

نمیدانم چه میگردد، دوباره صبح فردایم

تَوَهُم گشته احوالت، اسیرومبتلاگشتی

شدی مانند بختک، درکنارم روزوشبهایم

توهم روزی چومن آلوده ی دردوبلاگردی

شکستی درره عشقت، مکن دیگر تو معنایم

**==**==**

کاش بازباران ببارد

تامداواگردد این افسرده حالم

یارهاگردم دگرازپیچ وخمها

کوچه های غم گرفته

دربیابانی که عطرعاشقی دیگرندارد

کاش تنهامادوتابودیم

کنارساحلی بی غل وغش ازبادوطوفان

تا که رویایی شودآن خاطرات رفته برباد

کاش میشدوامق وعذرا شویم

گوشه ای تنها لمیدن

صبرمن پایان رسیده!

قایقم بی سرنسین است خسته ام ازبی توبودن!

s@rv

shereno.com/profile.php?=5531

sheresarv.blogfa.com